خرید بک لینک
درنگی کرده بودم کاش در بزم جنون من هم لبی تر کرده زان صهبای جام پرفسون من هم هزاران کام در راه است و دل مشتاق و من حیران که ره چون میتوانم یافتن سوی درون من هم - مرام بندگی را کاش می دانستم از اول و تسلیم قضایش می شدم بی چند و چون من هم رها می گشت روحم از حصار هر چه دور از اوست و فاتح می شدم بر خدعه ی نفس زبون من هم شبی در بزم عشقش یک نظر می شد خریدارم و می پیوستم از لطفش به خیل مفلحون من هم به محشر می رساندم خویش را در محضرش بی

برچسب: پاسخ,مطروحه,مقام,معظم,رهبری, نویسنده: رادین سلیمانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:24

سرزمین حسین جای تو نیست . . این هیاهو که در حجاز به پاست ، جلوه ای از جهان آزاد است رقص شمشیر جاهلان عرب ، با ایادی کفر و الحاد است جهل جهل است دشمن تدبیر، لامکان و لازمان شاید گاه در حجازِ خشکِ رسول یا جهان مدرنمان شاید جاهلیت هنوز هم جاریست در هیاهوی غرب و کاخ سفید لای تکفیر شمرهای زمان یا به درگاه عیش و نوش یزید بت پرست و شکم پرست و سخیف غرق در جنود و تکفیراند دست در دست شوم ابلیسان ... خائنان غرق رقص شمشیراند کعبه در چنگ عده ای خفاش که گریزان ز نور ایمان اند آشکارا و در خفا در رقص با سلاطین ظلم و عصیان اند قبله شان کاخ شوم آمریکاست دین فروشان بی رگ و ریشه داسِ دستان دشمنان شده اند ، بی

برچسب: توی,کاخت,ترقه,بازی,سرزمین,حسین,جای,نیست, نویسنده: رادین سلیمانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:24

با اقلیت هفتاد و دو تن فتنه انگیزی یک عده که بی پایان نیست اصل توهین به نظام و همه ایران چیست؟ جهل آن است که با فتنه بیافتید به دام دشمن و دوست ندانید کدام است کدام نقد سازنده و کوبنده بدان توهین نیست و جفا شیوه این مکتب و این آیین نیست حرف حق گفتن و از عدل شنیدن سخت است؟ میوه ای از سر بر جام نچیدن سخت است؟ حرف از این عهد شود ظلم به برجام و خطاست و اگر نقد شود جیغ بنفشی بر پاست آفتابی است که از دیده ما پنهان نیست احتیاجی به دلیل و سند و برهان نیست و صدای همه ملت ایران این است که نبایست به طنازی شیطان دل بست وقتی آن شمر به توهین سخن از ما می برد کاش یک ذره به آن غیرتتان بر می خورد این

برچسب: اهانت,دکتر,میثم,مطیعی,شاعران,شعر,نماز,روز,عید,فطر, نویسنده: رادین سلیمانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:24

برای شهید محسن حججی دوباره در دل پروانه ها شده غوغا هوای شهر پر از درد و زخم عاشورا دوباره صحنه ای از کربلا مجسم شد سر بریده و شمر و صنوبری رعنا خبر رسیده که مجنون دیگری با شوق رسیده با تن بی سر به محضر لیلا و از صلابت چشمان عاشقی مغرور فتاده لرزه بر اندام دشمنان خدا نگاه کن پسرت بی قرار خنده ی توست بهانه گیر شده بعد رفتن بابا مدافع علوی جان فدای راه حسین چه عزتی به تو داده است حضرت زهرا بدان که قصه به سر می رسد در این مکتب اگر گذر کنی از روضه های کرب و بلا نعیمه امامی . 24مرداد96 + نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۶ساعت 23:48 توسط امامی |

برچسب: عزتی,داده,است,حضرت,زهرا, نویسنده: رادین سلیمانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:24

صفحه بندی